کی میای؟
سلام جیگر طلای مامان بازم مامان دیروز اومد خونه ی مامانی اینا. فکر کنم اینبار دیگه بار آخر بود که اومده بودم خونمون. دیروز قبل از مولودی خاله مریم و دایی هادی اومدن نقاشی ها رو چسبوندن به دیوار. که تو ادامه مطلب برات می زارمش. ابوالفضل، مامان، یه جورایی شدم. دلتنگم. کلافم.هم می خوام این روزا تموم بشه، هم می ترسم تموم بشه... امروز نرفتم دکتر. 4شنبه میرم دکتر. امروز صبح خاله مریم رفت جواب آزمایشم و گرفت. خدا رو شکر مشکلی نیست. الان دلم می خواد ببینمت... دوست دارم... زیاد کیفیت نداره با موبایل خاله مریم انداخته ...
نویسنده :
ندا
16:52




